داستان لگو: از کارگاه نجاری تا امپراتوری اسباببازی
اگه فکر می کنی لگو فقط یه مشت آجر پلاستیکیه که بچه ها باهاش بازی میکنن، سخت در اشتباهی! پشت این اسباب بازی های رنگارنگ، یه داستان پر از تلاش، خلاقیت و پشتکار نهفته هست که از یه کارگاه کوچیک نجاری تو دانمارک شروع شد. بیا با هم بریم سراغ ماجرای شکل گیری لگو و ببینیم چطور اوله کیرک کریستیانسن (Ole Kirk Christiansen)، یه نجار ساده، دنیای بازی بچهها رو تغییر داد. با لگو پازل همراه باشید.
شروع لگو: وقتی بحران اقتصادی جرقه یه ایده رو زد
داستان لگو از دهه ۱۹۳۰ شروع میشه، وقتی اوضاع اقتصادی دنیا حسابی بههمریخته بود. اوله کیرک کریستیانسن (Ole Kirk Christiansen)، یه نجار تو شهر کوچیک بیلوند دانمارک، دید که نمیتونه فقط با ساختن مبل و میز پول دربیاره. برای همین تصمیم گرفت یه چیز جدید تولید کنه که هم فروش بره و هم مردم تو اون روزای سخت بتونن باهاش سرگرم بشن. اینجوری بود که اوله شروع کرد به ساخت اسباب بازی های چوبی مثل ماشین، هواپیما و یویو. البته فقط اسباببازی نبود، چیزای دیگه مثل نردبون و تخته اتو هم درست میکرد تا یه جوری چرخ کارگاهش بچرخه.
ولی خب، کار به این آسونی پیش نرفت. حتی خانوادش بهش شک داشتن! یه روز که اوله از خواهر و برادراش خواست ضامن وام ۳۰۰۰ کرونی بشن تا کارشو گسترش بده، یکی از اونا بهش گفت: «نمیتونی یه کار مفیدتر پیدا کنی؟» اما اوله تسلیم نشد و با همون وام، نه تنها کارشو سرپا نگه داشت، بلکه تا سال ۱۹۳۹ کل وام رو با سودش برگردوند. این نشون میده که اوله از همون اول میدونست داره چه کار بزرگی میکنه!

اولین خط تولید در سال ۱۹۳۲ معرفی شد.
دلیل انتخاب نام لگو
تا سال ۱۹۳۵، اوله تصمیم گرفت فقط روی اسباب بازی تمرکز کنه. حالا یه اسم خوب لازم داشت برای شرکتش. میگن یه مسابقه بین کارمنداش راه انداخت و جایزه ش یه بطری شراب خونگی بود! اما جالب اینجاست که خودش برنده شد. اوله با ترکیب دو کلمه دانمارکی «لگ گودت» (یعنی خوب بازی کن)، اسم «لگو» رو ساخت. این اسم از همون اول نشون دهنده کیفیت و لذت بازی برای بچهها بود. از سال ۱۹۳۶، لگو رسماً کارشو با این اسم شروع کرد و اوله همیشه میگفت:
«من عمرمو گذاشتم که اسباب بازی های خوب بسازم.»

کارمند در حال کار با دستگاه فرز، سال ۱۹۳۸
کیفیت لگو: وقتی فقط بهترین کافیه!
اوله همیشه یه شعار داشت: «فقط بهترین کافیه!» (Quality above all) این فقط یه شعار نبود، یه قانون بود تو کارگاهش. برای ساخت اسباببازیهاش از چوب راش باکیفیت استفاده میکرد که دو سال تو هوای آزاد خشک میشد و بعد سه هفته تو کوره. بعدش برش، سمباده، پولیش و سه لایه رنگ یا لاک. انگار داره مبل سلطنتی میسازه، نه اسباببازی! یه بار پسرش گادفرید فکر کرد میتونه یه کم خرج رو کم کنه و به جای سه لایه لاک، دو لایه به اردکهای چوبی زد. وقتی به باباش گفت، اوله عصبانی شد و گفت: «فوری برو اون اردکها رو برگردون، لایه سوم لاک رو بزن و دوباره ببر ایستگاه قطار! حتی اگه تا صبح طول بکشه!» این شد که گادفرید درسشو گرفت و تابلوهایی با شعار «فقط بهترین کافیه» تو کارگاه نصب کرد تا همه یادشون بمونه کیفیت حرف اول رو میزنه.

کارمندان در کارخانه نجاری با شعار شرکت روی دیوار، سال ۱۹۳۴
ماشین جدید، کیفیت بهتر: سرمایه گذاری بزرگ Ole
Ole عاشق تکنولوژی جدید بود. سال ۱۹۳۷ یه دستگاه فرز پیشرفته خرید که ۴۰۰۰ کرون قیمتش بود، یعنی اندازه قیمت یه خونه تو اون زمان! خیلیا فکر کردن دیوونه شده که یه سوم سود شرکت رو صرف یه دستگاه کرده، ولی اوله میدونست این دستگاه کیفیت اسباب بازی هاشو میبره بالا و تولید رو سریعتر میکنه. این ریسک بزرگ، یه قدم مهم برای آینده لگو بود.
لگو تو جنگ جهانی دوم: وقتی بچهها به بازی نیاز دارن
با شروع جنگ جهانی دوم، فکر میکنی لگو زمین خورد؟ نه! اتفاقاً فروشش دو برابر شد. چون تو جنگ، مردم دنبال سرگرمی برای بچههاشون بودن و چون فلز و لاستیک برای اسباببازی ممنوع شده بود، اسباببازیهای چوبی لگو حسابی پرطرفدار شدن. این موقعیت به لگو کمک کرد تا بازارشو حسابی گسترش بده.

کارمندان لگو در حال بررسی خسارت وارد شده به کارخانه نجاری پس از آتشسوزی در سال ۱۹۴۲
آتیشسوزی بزرگ: وقتی همه چیز دود شد
سال ۱۹۴۲ یه فاجعه رخ داد. کارگاه لگو تو آتیش سوخت و تقریباً همهچیز از بین رفت. اوله حسابی بههم ریخت. تو خاطراتش نوشته که وقتی ساعت ۳ صبح بهش گفتن کارگاه داره میسوزه، زانو زد و از خدا آرامش خواست. اوله حتی به فکرش رسید که دیگه کارخونه رو نسازه، چون بیمه پول کافی برای بازسازی نمیداد. ولی با کمک بانک و حمایت کارمندا و خانوادش، تصمیم گرفت تو همون بیلوند بمونه و کارخونه جدید رو بسازه. تا آخر همون سال، تولید دوباره شروع شد و سال بعد، لگو ۴۰ تا کارمند داشت.
چرا لگو اینقدر خاصه؟
لگو فقط یه اسباب بازی نیست. داستان لگو، داستان یه مرده که تو سخت ترین روزای زندگیش، باورشو از دست نداد. از یه کارگاه کوچیک تو دانمارک، لگو حالا یه اسم جهانیه که بچهها و حتی بزرگ ترا عاشقشن. کیفیت، خلاقیت و پشتکار اوله کیرک کریستیانسن، لگو رو به جایی رسوند که امروز همه می شناسنش. تو هم عاشق لگو شدی؟ نظرت چیه درباره این داستان؟
منبع: LEGO

لگو واقعا شهره
ممنون از مقاله خوبتون